تبليغاتX
CREATIVITY
شنبه بیست و سوم آذر 1387
جمعه اي با پاياني تلخ


نميتوانستم بنويسم و اصلا نمي دانستم بنويسم يانه
 امروزبعد ازاينکه از محل کار به خانه امدم و شام خوردم در حال کار با کامپيوتر بودم که صداي شيون و ناله تمام کوچه را پيچيد , با تام دستپاچگي وارد کوچه شدم و متوجه شدم صدا مربوط خانه همسايه ميشود.بي اختيار وارد حياط که همسايه شدم و.....
پسر همسايه را ديدم که طناب در گردنش بود  و خودش را دار زده بود.
تمام وجودم را ترس؛ اظطراب؛ ووحشت فراگرفته بود...او نوار زندگي خودش را پاره کرده بود !سردي هوا هم باعث اين نشد همسايه ها به کوچه نيايند....ماندم هيران و ويران که چه کنم؟ سريع به اورژانس زنگ زدم بعد از 10 دقيقه خودشان را رساندند اما حيف کمي دير شده و او پرواز خود را کرده بود.
سوال ها شروع شد ..... چرا او اين کار را کرده است چرا؟ و من هم مانند بقيه در جستجوي جواب هستم!

۰یک دقیقه سکوت۰

+ send
جمعه بیست و دوم آذر 1387
يک جمعه براي رفتن کافيست !
سلام

هوا خنک بود وقت رفتن. جمعه بود و بخار ،شيشه هاي  مغازه را گرفته بود و من با مدير مسئولمان مشغول صحبت در باره ماندن يا رفتن من بود .وقتي اسرار ميکرد که نروم کمي ته دلم  مي لرزيد که آيا بروم يا نه ؟ وقتي وقتي کمي ميگذشت باز تصميم اوليه را مي گرفتم. راستش نه کارش سخت و نه دردسر زياد بلکه دليل اصلي من براي رفتن  درس خواندم بود(کنکور) و همين !......ولي در هر صورت اميدوارم (زياد) که سال اينده ر دانشگاه شهر خودم باشم. هي ي ي ي ...(از ته دل)


پ.ن : اصلا نفهيمدم که چي نوشتم ؟

+ send
سه شنبه نوزدهم آذر 1387
قله خوشبختي کجاست ؟

سايز اصلي

سلام به دوستان خوبم عيد شما مبارک، نمي خواهم خدا حافظي کنم چون باز هم خواهم امد اما  کمتر،راستش طبق برنامه ريزي که کرده ام زمان انچناني براي اينترنت ندارم ولي حتما به دوستان و وبلاگ خوبم سر خواهد زد. دراين جا بايد از همه ي دوستان خوب و عزيزم ( پني، ادريبهشت، aa-product ، و.....) تشکر کنم. يک تشکر مخصوص از پني که منو در مسير راه اصلي قرار داد و به من فهماند که  "  نبايد خودت را عاشق کني، بگذار تا عاشق شودي " و مرا در بدترين شرايط رها نکرد.  اديبهشت جان عزيز که کمي عکس و وکتور نياز داشت بايد بگم که  cheltekeh[at]yahoo[dot]com ايدي من هست و زماني که نلاين هستم حتما به شما کمک خواهم کرد ..

ممنون ممنوم. دوباره ميبينمتون


+ send
شنبه شانزدهم آذر 1387
تجربيات به من گفت :

 هيچ وقت خودت را عاشق نکن ، بگذار عاشق شوي !

+ send
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387
سلام
تصمیم گرفتم که کمی مطالب ویلاگ رو سوی عشقم (گرافیک، طراحی ) سوق بدم .من در سایت رسمی هوادار های محسن چاووشی قسمتی به عنوان یک آهنگ یک کاغذ دیواری  که هرهفته یک کاغذ دیواری تقدیم این سایت میکنم.امروز هم تصمیم گرفتم اخرین کارم رو در وبلاگ قرار بدم .

برای دیدن عکس بهتره از مرورگر Firefox استفاده کنید




سایز اصلی
+ send
سه شنبه پنجم آذر 1387
وبلاگ های زرد

 

شما هم  صدر صد با این جور وبلاگ ها برخوردید .وبلاگ های  ها اصلا ارزشی ندارم و فقط   مدتی دوام دارن. اینجور وبلاگ  معمولا با نام ها  قدرتمند ترین سایت ایران ، بهترین سایت دانلود فارسی زبانان  ایران، بزرگترین ارشیو موزیک ایران ،...... فعالیت می کنند. واقعا نمی دونم سر چه مسئله این وبلاگ ها ایجاد میشوند و فقط هم 2-3 هفته ای دوام دارند.البته جا دارد از وبلاگ های هم که انصافا طعم واقعی وبگردی رو به ادم منتثل میکنند نباید گذشت که به عنوان نمونه میشه به  1fathi.com  یا  1pezeshk.com   وخیلی از این جور وبلاگ ها که تا حالا خودم هم بهشون سر نزدم. بعد از چپ و راست هم تقاضا ی نظر میکنن .....اخه چه نظری ادم چیزی که ندیده بخواد نظر هم بده ! ...متاسفانه روز به روز تعدادشون هم زیاد میشه از مشخصات این جور وبلاگ ها  قالب بسیار ضعیف و در هم ریخته ، لینک باکسهای زیاد ، تبلیغات بسیار زیاد..... امیدوارم تعادشون کم بشه و هم با محتوا ..

 راستی به زودی هم ارشیو کارهامو تو یک سایت خارجی میزارم  ..

 



+ send
شنبه دوم آذر 1387
تیم ملی یا تیم دایی !!

می دونم تکراری شده میدونم همه ی وبلاگ ها اینو نوشتن و لی من هم خوب دل دارم !

تیم ملی بعد از تعطیلی لیگ بلاخره با امارات بازی کرد و یک بازی ضعیف از خود ارائه داد که اصال قابل قبول نبود .
راستش از تاکتیک و این حرف ها که بگذریم از لباس این ها نمیشه به این راحتی گذشت .بعد از این که دایی به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد خیلی سریع تولیدی خودش را قالب تیم ملی کرد و بعد سایپا رو هم اسپانسر تیم ملی و بعد بازی کنان سایپا رو ملی پوش کرد و بعد تبلیغات خودرو سازی رو هم رو البسه ها چاپ کردو ....... امید وارم فقط تا همین جا ادامه داشته باشد و ما بیشتر از این شرمنده دایی نشیم.


 حلا سراغ نکات فنی بریم !

از قدیم وقتی اسم امارات که میومد ما  8 - 9 گل رو شاخ می دونستیم که میزنیم اما حالا برای تیم شاخ وشونه کشیده ....درسته پیشرقت میکنن تیم ها  ولی خوب مابس چرا درجا میزنیم ! درگیری دایی با 


                                                            * * *

قطبی آب شد !


می خواستم این مطلب رو تو یک پست جدا بزارم اما  گفتم تنگ همین مطلب بالایی بزارم و بفرستم . شاید عجیب ترین اتفاقای که این روزه ها افتاده و هنوز هم داغ است رفتم قطبی از ایران هست .. خیلی  ها (از جمله من } این حرکت رو  یک حرکت مثبت میدونن .اشتباه امپراتور سرخ ها از ان جا شروع شد که برای فصل جدید دوباره سکان سرخ ها را بدست گرقت که با این حرکت حرفه ای بودن خودش رو زیر سوال برد ! او رفت اما درس گرفتن از این حرکت برای مربی های داخلی  ما خیلی مهم است . او در نامه ای که برای هوادارن و مردم ایران نوشته بود گفت :
وضعیت مدیریت در ایران بیداد میکند.....ما پارسال قهرمان لیگ شدیم  ؟ اما چه تغییر پیدا کرد ! چه تفاوتی بین امسال و پارسال در لیگ ایران هست ؟ این صحبت ها که در خرو جی خیلی از خبر گزاری  ها بود امیدوارم مسولان رو کمی در فکر فرو ببرد .

 

+ send